یادداشتهای روزانه من
  
 
 
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو

آموزش زبان در خواب Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
جمعه 14 بهمن ماه سال 1384
آخر شانس!

فکرش رو بکن که آروم آروم تا سر کوچه بری به امید اینکه ماشین سریع گیر میاد و مسیر هم ۱۰-۱۲ دقیقه بیشتر طول نمیکشه.

سوار تاکسی میشی و ۲ قدم جلوتر همه مسافرا پیاده میشن و راننده تاکسی هم ۴ تا مسافر یه خط دیگه رو میبینه و چشمش برق میزنه!! میگه اینجا سر تخت طاووسه! میگم خب! میگه مگه پیاده نمیشی؟ میگم من گفتم سر توانیر !! میگه ااا ببخشید!!!

۱۵ دقیقه وامیستی تا ماشین دیگه ای بیاد ببرتت تا سر توانیر. اگه این ماشین هم دم پارک ساعی پنچر بشه و مجبور شی یه ماشین دیگه سوار شی تا به مقصد برسی اونوقت مشکل از تو بوده یا ماشینا؟!!!


 
یکشنبه 2 بهمن ماه سال 1384

اول صبحی دیدن صحنه دویدن یک پیرمرد ۷۰-۷۵ ساله با یه کوله بزرگ به پشتش برای رسیدن به اوتوبوسی که از ایستگاه رد می شه حس جوونی به آدم میده!

اگه با هم میدویدیم من بهش نمی رسیدم!!!


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 110224


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها