یادداشتهای روزانه من
  
 
 
تیر 1385
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
 
آرشیو
 
یکشنبه 31 خرداد ماه سال 1383
ای کاش...
ای کاش من هم وجود داشتم...

چرا میبینن اما انگار که ندیدن؟
چرا فکر می کنن که فقط خودشون ......


همیشه هر چی که می خوام بگم می بینم سکوت آرامش بخش تر از همه حرفهاست.

 
سه شنبه 26 خرداد ماه سال 1383
حق گرفتنیه؟
اگه اینطوریه پس چرا هیچ کس حقش رو نمیگیره و بی خیالش میشه؟امروز تو اتوبوس نشسته بودم که صدای مهیبی من را شوکه کرد
یه نارنجک باقی مانده از جنگ جهانی (چهارشنبه سوری پارسال)منفجر شد!شیشه اتوبوس شکست و مسببین که دانش آموزانی بیش نبودند در یک هیات ۳۰ یا ۴۰ نفر با خنده های مستانه ۳ بار اتوبوس را طواف دادند و مردم نظاره کردند این اراذل و اوباش جوان را و مسئول خط هم نگاهشان کرد و بعد آنها هم رفتند.کسی جلو نرفت که بگوید چرا با جان مردم بازی می کنید؟آنها هم انگار می دانستند مردم کاری از دستشان برنمی آید.۵-۶دقیقه ای همانجا با کمال شجاعت پرسه زدند(نیروی انتظامی در چند صدمتری محل مقرری دارد!)و سپس رفتند!

 
دوشنبه 25 خرداد ماه سال 1383
دریا که چنین فراخ روی است،پالایش قطره‏های جوی است...

درختی که از آغوش تو بزرگ‎‏تر است از دانه‏ای کوچک روییده است بنایی بلند از مشتی خاک ساخته شده است سفری هزار فرسنگ با یک گام آغاز شده است...

تائو چینگ


   1      2      3      4      5      6    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
 
تعداد بازدیدکنندگان : 110210


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها